تبلیغات
حاج عباس شریبی
حاج عباس شریبی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

در 12 بهمن سال 1347 شمسی در شهر حماسه و مقاومت خرمشهر مظلوم و عزیز در خانواده ای مذهبی و پر جمعیت به دنیا امد ، وی دوران دبستان را با تشخیص مربیان آموزشی از سن پنج سالگی شروع  نمود ، ده سالگی او مصادف بود با ورود حضرت امام خمینی به کشور و پیروزی انقلاب و شروع ده فجر . سی ویکم شهریو ر سال بک هزارو سیصدو پنجاه نه  شروع تهاجمی وحشیانه  از سوی ارتش بعثی عراق به مرزهای ایران اسلامی  و پایان روزهای خوش کودکی او و شادی همشهریانش بود. او به همراه  خانواده  همچون دیگر مردمان شهر علی رغم میل باطنی ،  مجبور به ترک شهر گشته و تمام خاطرات خوش خود را در کوچه های زیبا و به یاد ماندنی شهرش به جا گذاشت و با دلی آکنده از درد شهر را وداع  گفت . او 15 ساله بود که  نوجوانی خود را با حضور در جبهه ها آغاز کرد تا همپای دیگر هموطنان خویش از کیان ایران اسلامی به دفاع بپردازد پس از مدتی کوتاه از حضورش در جبهه ها  در یکی از عملیات ها به شدت مجروح و به اسارت دشمن بعثی در آمد ، علی رغم سن کمی که داشت چنان مقاومتی از خود نشان داد که موجب تحسین دیگر اسرا شده بود پس از گذشت 5 سال اسارت  در سال 1369 وارد خاک میهن اسلامی  شد و مورد استقبال مردم قدر شناس خرمشهر و دیگر مردم عزیز ایران قرار گرفت . او سپس وارد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شد همزمان به تحصیلات خود  ادامه داد و پس از گذراندن مقطع دبیرستان تحصیلات خود را در مقطع لیسانس مهندسی طراحی صنعتی و فوق لیسانس مدیریت اجرائی دنبال نمود و همکنون در حال تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد رشته حقوق خصوصی میباشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
شنبه 10 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر
توجه به سوابق کاری (تجربه) و حیا
باید مردم در انتخاب نامزدها، به سوابق کاری (تجربه) او توجه داشته باشند
حضرت علی(ع) می فرمایند: «كسی كه كم تجربه بود فریب می خورد و كسی كه تجربه اش زیاد بود لغزش هایش كم می گردد»
امام علی (ع) به مالک اشتر توصیه می کند که اهل تجربه را به کار گیرد و از تجارب آنان به خوبی استفاده کند؛ « و توخ منهم اهل التجربه و الحیاء ؛ كارگزاران خود را از اهل تجربه و حیا برگزین
حضرت در کنار «تجربه» مسئله «حیا» را نیز متذکر می شوند؛ زیرا روشن است که افراد باتجربه اگر ناپاک باشند به مراتب، خطرناک تر و مخرب تر از دیگران خواهند بود.
حضرت علی علی (ع) در عهدنامه خود به مالك اشتر می فرماید:« تو آنان (كارگزاران) را به سابقه ای كه با مردم نیك داشته اند آزمایش كن و بر آن كس اعتماد كن كه میان همه مردم اثری نیكو به جای گذاشته و به امانت داری از همه معروفتر است كه این نوع انتخاب علامت خیر خواهی تو برای دین خداست و برای كسی است كه كار را به دست تو سپرده است»
برای خواندن ادامه ی متن بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: نویسنده : سر دبیر

سلام مردم من

من خرمشهر هستم، شهر شما شهری که سالهاست پذیرای شما در سختیها و در  خوشیهایتان بوده ام  آن روزها که کودکیتان را بر روی شانه های من بالا و پایین می پریدید و با شاخه های کوچک نخلهای من اسب های کوچک خود را در خیالتان زین می نمودید و در جویبارهای زلالم که از چشمانم جاری بود آب تنی می کردید این من بودم که بر اسمانتان خیره می شدم و برای زیبایی زندگیتان دستهای خود را به دعا زینت می دادم آن روز ها شما خالی از هر بغضی با من همنوا بودید ، هیچ یادم نمی رود روزگارانی را که با صدای بلند می گفتید (من یک خرمشهری هستم ) و بعد با لبخندی سر شار از شادی گوشه ی چشمانتان باریک می شد که خود گواه بر حس خوب همشهری بودن بود ، آه و صد آه که امروز من تنها  هستم  در گوشه ی خلوتی با خود خاطرات روزهای زیبایم را روزنامه وار مرور می کنم و هر از چند گاهی قطره اشکی می ریزم تا شاید این اشک ها دریایی شود و دوباره کام مردمم را به عشق شیرین کند و یاد ایام گذشته نو گردد .فرزندانم مرا دریابید که امروز سخت محتاج یاری شما هستم ، یادتان می اید که چه خرم بودم ، آه گفتم خرم، سالهاست که خرم را ندیدم گویی که مرده باشد شاید هم که دل آزرده از شما در گوشه ای در حال جان دادن همچون من گذشته ی شهرش را یاد می کند .





نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 7 بهمن 1390 :: نویسنده : سر دبیر

حاج عباس شریبی  در سال 1375 شمسی زمانی که ایشان در تهران مشغول ادامه تحصیلات عالیه خویش  بود

 

برای دیدن عکس های بیشتراز (حاج عباس شریبی) بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 6 بهمن 1390 :: نویسنده : سر دبیر

پدر وپسری در كوه قدم می زدند كه ناگهان پای پسر به سنگی گیر كرد و به زمین افتاد و داد كشید: (( آآآآی ی ی))!! صدایی از دور دست آمد : ((آآآآی ی ی))!!! پسر با كنجكاوی فریاد زد: (( كه هستی؟)) پاسخ شنید : ((كه هستی؟)) پسر خشمگین شد و فریاد زد : ((ترسو!)) باز پاسخ شنید : ((ترسو!)) پسر با تعجب از پدر پرسید : ((چه خبر است؟)) پدر لبخندی زد و گفت: ((پسرم!توجه كن)) و بعد با صدای بلند فریاد زد : ((تو یك قهرمان هستی! )) صدا پاسخ داد : ((تو یك قهرمان هستی! )) پسر باز بیشتر تعجب كرد پدرش توضیح داد :((مردم می گویند این انعكاس كوه است ولی در حقیقت انعكاس زندگی است .هر چیزی كه بگویی یا انجام دهی ، زندگی عیناً به تو جواب می دهد .اگر عشق را بخواهی ،عشق بیشتری در قلب تو به وجود می آید و اگر دنبال موفقیت باشی ، آن را حتماً بدست خواهی آورد. هر چیزی را كه بخواهی و هر گونه كه به دنیا و آدم ها نگاه كنی ، زندگی همان را به تو خواهد داد .))

بله دوستان کافیست  که کمی بهتر فکر کنیم و بر اساس اندیشه عمل نماییم تا انعکاس زندگی زیباتر ما را دریابد و این همان چیزیست که سالها از آن بی بهره بوده ایم  ولی امروز شهرمان می خواهد دوباره به ما اعتماد کند و باری دیگر سرنوشت خود و فرزندانش را به دست اندیشه های ما سپارد امید واریم که این بار نیز او را ناامید نسازیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 6 بهمن 1390 :: نویسنده : سر دبیر

شاید گاهی اوقات از خدا چیزی را بخواهیم و خدا آن را در یک قدمی ما قرار دهد و به ما بگوید من هزاران قدم به سوی تو آمدم حال تو باید بندگی خویش را ثابت کنی و تنها یک قدم به سوی من گام برداری آن هم گامی که تو را به خواسته ای می رساند که خود طلب کرده بودی داستانی که برای مطالعه شما قرار می دهم ما را به درک مطلب فوق نزدیک تر خواهد نمود .

 

طناب

داستان درباره ی یک کوهنورد است که می خواست از بلندترین کوه ها بالا برود.اوپس از سال ها اماده سازی ماجراجویی خود را اغاز کرد.

ولی از انجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست تصمیم گرفت به تنهایی از کوه بالا برود.شب ،بلندی های کوه را در برگرفته
بود و مرد هیچ چیز را نمی دید. همه چیز سیاه بود اصلا دید نداشت ابر روی ماه و ستاره ها را پوشانده بود

همان طور که از کوه بالا می رفت پایش لیز خورد.در حالا که به سرعت سقوط می کرداز کوه پرت شد.در حال سقوط فقط لکه های سیاهی مقابل
چشمانش می دیدو احساس وحشتناک مکیده شدن به وسیله ی قوه جاذبه او را در خود می گرفت.

همچنان سقوط می کرد ، در ان لحظات تمام رویداد های خوب و بد زندگییش به یادش امد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به وی نزدیک است.
ناگهان احساس کرد طناب دور کمرش محکم شدودر میان اسمان و زمین معلق ماند.در این لحظه سکون چاره ای برایش نماند جز انکه فریاد بزند

خدایا کمکم کن

ناگهان صدای پرطنینی از اسمان شنیده شد:
چه می خواهی.
-
ای خدا نجاتم بده
واقعا باور داری که می توانم نجاتت دهم
-
البته که باور دارم
اگر باور داری طنابی که به دور کمرت بسته است پاره کن

یک لحظه سکوت....ومرد تصمیم گرفت با تمام نیرو طناب را بچسبد.
گروه نجات می گویند که روز بعد یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند.بدنش از طناب اویزان بود وبا دستهایش محکم طناب را گرفته بود در حالی که او فقط یک متر از زمین فاصله داشت.

آری دوستان این داستان بیان کننده ی حال ما خرمشهری هاست که سال ها در طلب آبادی شهر و بهبود شرایط ، هزاران بار خدا خدا نمودیم حال خدایمان اجابت دعا نموده ولی شرط استجابت کامل این دعای همیشگیمان، را تنها بر یک اصل و حکمتش قرار داده و آن حکمت چیزی نیست جز انتخاب آگاهانه ی ما  ،حال این ما هستیم که باید  بر سر نفس گنه طلبمان فریاد کشیم و خویشتن خود را به امر معروف زینت دهیم که ای خویش، خدا تو را در انتخاب سرنوشتت آزاد آفرید حال در این آزمون تو نیز شرکت خواهی کرد تا با دستانت خشت بر خشت شهرت گذاری وشهر خویش را با اندیشه ای برگرفته از یاد خدا آباد سازی بی آنکه طنابی از جنس دنیا بر دستانت پینه بسته باشد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 3 بهمن 1390 :: نویسنده : سر دبیر

دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را می‌گذراند به خاطر پروژه‌ای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.

 

 او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:

 

مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ می‌شود.

 

عنصر اصلی باران اسیدی است.

 

وقتی به حالت گاز در می‌آید بسیار سوزاننده است.

 

استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد می‌شود.

 

5-باعث فرسایش اجسام می‌شود.

 

حتی روی ترمز اتومبیل‌ها اثر منفی می‌گذارد.

 

حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.

 

از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقه‌ای نشان ندادند و اما فقط یک نفر می‌دانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!

بود «ما چقدر زود باور هستیم» عنوان پروژه دانشجوی فوق

یکبار دیگر دلایل را بخوانید می بینید همه خواص آب هستند.

بله دوستان من این نتیجه ی پاسخ اری به گزینه ای است که هر یک از این افرا در خصوص ماهیت اصلی اش شناختی نداشته اند و این موضوع آنها را به اشتباه وا داشته است همه ما در طول زندگی ممکن است از این قبیل اشتباهات داشته باشیم که بر اساس میزان تاثیر آن انتخاب، طیفی از مشکلات را به بار آورد حال هر چه این انتخاب تاثیر بیشتری بر سرنوشت ما داشته باشد دامنه ی مشکلات ایجاد شده نیز بیشتر خواهد بود پس بیایید تنها به یک اسم آری نگوییم بلکه پس از شناخت کافی از ماهیت آن گزینه، بهترین انتخاب را داشته باشیم 





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 29 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

نقشه راه در گرگ و میش روزگار

نقشه راه كدام است و در كدام موقعیت قرار گرفته ایم؟ كسانی از راه می پرسند كه مقصدی را مراد كرده باشند. می دانند كه انتخاب مقصد به میل و اراده آنهاست اما «راه» نه. مقصد، اختیاربردار است اما از این انتخاب كه گذشتی، راه رسیدن به آن مقصد، اراده بردار نیست. هر مقصدی، راه های الزامی خود را دارد، فارغ از «میل» رهرو. و رهرو چون آن مقصد را اختیار كرده، رنج راه را به جان می خرد و با اشتیاق می پیماید حتی اگر راحت و آسانی «بیراهه» او را وسوسه كند. رهرو با تدبیری كه عازم و جازم است، نه از سرزنش می هراسد و نه از سختی مسیر اما همواره مراقب نقشه است تا راه را گم نكند همچنان كه احتیاط می كند تا آنجا كه می تواند در گرگ و میش هوا نیفتد و اگر هم به تاریكی افتاد، لوازم عبور از آن را با خود داشته باشد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 28 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

انتخابات حق است  یا تکلیف؟حق وتکلیف  به چه معنی است؟این دوچه شباهتی با هم دارند  ؟وکدام یک مهمتر از دیگری است ؟برای جواب به این سوالات ابتدا باید معنی وتفسیری از این دو واژه  داشته باشیم که در ادامه بدان میپردازیم.

حق:حق نشأت گرفته از قانون است ومسأله ای اختیاری که میتوان آن را ببخشی ،بگذری ویاآن را به دیگری واگذار کنی مانندارث که میتوان ازاین حق گذشت ویا به نفع دیگری واگذار کرد

تکلیف:تکلیف نشأت گرفته  از شرع است  وامری شرعی  که قابل بخشش وواگذاری به دیگری نیست  بلکه امری است که باید اجرا شود مثل نماز وروزه گرفتن

برای خواندن متن کامل این مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 27 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

آیا کسی که بیش از حد متعارف هزینه ی تبلیغات در این شهر کوچک می نماید قابل اطمینان می باشد ایا این سوال برای شما ذهن آگاه پیش نمی آید که این پول  ها چرا بجای ساختن شهر در ساختن شخصیت های افراد هزینه می گردد چرا گروهی از افراد در  راستای بالا بردن موقعیت فردی خود جهت انتخابات اقدام به برپایی سفرهای رنگین می نمایند  . من از شما شهروندان عزیز می پرسم آیا ما باید خود را اسیر این نوع تبلیغات سوء نماییم ایا بهتر نبود که این پول ها در راستایی صحیح تر هزینه گردد به نظر شما برای بر پایی یک سفره ، که حداقل 200 نفر گرداگرد آن جمع می شوند چه میزا پول هزینه می گردد  ، چرا به شعور مردم احترام نمی گذارند چرا به جای اینکه شعور مردم را اغنا نمایند تنها برای یک وعده سیرشان می کنند چرا آنها را به فکر کردن و بهتر از آن به درست فکر کردن وا نمی دارند از این جمله مثالها بیشمارند افرادی که سعی بر آن دارند تا با ولخرجی های زیاد برای خود نام و نشانی دست وپا نمایند و از این آب گل آلود که ضعف مالی مردم شهر میباشد به نفع خود و همراهانشان بهره می جویند آیا حق شهروندان ما این نیست که کسی را انتخاب نمایند که از سایرین نه در میزان دارایی و توان تبلیغاتی بلکه در میزان صلاحیت جهت ایجاد و بهسازی شهرشان سزاوارتر باشد  .  ایا این سوال پیش نمی آید که چرا گروهی  از افراد جوامع هدف را شناسایی کرده و برای هر یک از آنها بر اساس نیاز هایشان برنامه ریزی می نمایند تا بتوانند با توجه به نقطه ضعف هر فرد آن را به خود متمایل سازند  . ایا وقت آن نرسیده که با مردم شهر روراست باشیم  و راه درست اندیشیدن را جایگزین  این سبک از تبلیغات کنیم  چرا از مردم انتظار انتخاب صحیح را داریم ولی راه درست انتخاب کردن را از آنها پنهان می سازیم چرا امروزه حتی گروهی از خواص این شهر بجای اینکه بنای اولین پرسش خود را بر میزان صداقت و توانایی و برنامه های هر یک از عزیزان کاندید قرار دهند تنها به این سوال بسنده می کنند که شما با چه میزان پول به این میدان پا نهاده اید ؟ ایا سزاوار نیست که فردی در این منصب قرار گیرد که توان انجام صحیح وظایف خویش را داشته باشد. روی سخنم با شما عزیزانی مباشد که به ابزار آگاهی رسیده اید  ایا کسی که تنها  توان تبلیغاتی بالایی دارد می تواند توان مدیریتی بالایی نیز داشته باشد ، آیا فقط رسیدن به کرسی نمایندگی مجلس کافیست ؟ و بعد از آن هرچه که شد اهمیتی ندارد .....





نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 27 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر


 

   : ( امام صادق(ع

فِکرَةُ ساعَةٍ خَیرٌ مِن عِبادَةِ اَلفِ سَنَةٍ؛

یک ساعت اندیشیدن در خیر و صلاح از هزار سال عبادت بهتر است.

بحارالانوار،ج71ص326



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
دوشنبه 26 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر
انسان به عنوان اشرف مخلوقات و موجودی که قرعه فال را به نام او زدند و بار امانت الهی را بردوش وی نهادند و بنا شد که خلیفه الهی در زمین باشد، در یک ویژگی اساسی نسبت به سایر موجودات برتری دارد و آن ویژگی، مرتبه بالای "اراده" به معنای قدرت انتخاب و امکان گزینش است

ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 22 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

«همانا خداوند به شما امر می‌كند كه امانت‌ها را به كسانی كه اهلیت آن را دارند بسپارند. و چون میان مردم به قضاوت پردازید، به عدل قضاوت كنید، چه نیكو است آنچه خداوند شما را به آن اندرز می‌دهد همانا خداوند، شنوایی بیناست. سوره مباركه نساء آیه 57».



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 22 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

تشنه ام چرا کسی آبم نمی دهد
در پاسخ سوال؛ جوابم نمی دهد
این روزها عجیب گرفتار و خسته ام
تسلیم روزهای پس از این نشسته ام
چون طفل در رحم؛ به کناری خزیده ام
زانوی غم گرفته و خلوت گزیده ام
چشمی مرا دوباره رصد می نمود کاش
دستی مرا دوباره مدد می نمود کاش
آنکه مرا به سنگ محک می زند کجاست؟
جائی که خون به خاک؛ شتک می زند کجاست؟


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 21 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

ما درطول زندگیمان در معرض انتخاب های گوناگون قرار داریم . اینکه این گزینش ها چقدر برای ما اهمیت داشته و چه تأثیری در زندگی مان گذاشته ، به فراخور ارزش و اهمیت موضوع های مختلف ، متفاوت است . اگر کمی تأمل کنیم می بینیم که این انتخاب ها به تناسب دقت و توجه ما در تعیین هدف و نتایج آن  ، یعنی در رسیدن یا نرسیدن به هدف مطلوبمان تأثیرات خوشایند یا نا خوشایند در ذهن ما بجای نهاده  است . اگر به انتخاب های نا خوشایند در گذشته ی خود بیاندیشیم شاید آرزو کنیم که زمان به عقب بر گردد تا دوباره دست به انتخاب بزنیم و با انتخاب صحیح ، به آن رضایت خاطر و منفعت نا شی از گزینش و انتخاب دست یازیم و یا حداقل از خسارات ناشی از انتخاب غلط جلوگیری کنیم .



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
سه شنبه 20 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر

درد و دوا، هر دو از خدا

نوشته اند كه موسی بن عمران مریض شد. بنی اسرائیل بر او وارد شدند و بیماری اش را شناختند. به او گفتند اگر فلان دوا را استفاده كنی خوب می شوی. موسی«ع» گفت: «لا اتداوی حتی یعافینی الله» دوا نمی خورم تا خدا خودش من را شفا بدهد. دوا را نخورد. فطالت علیه علته بیماری او ادامه پیدا كرد. موسی هم منتظر كه خدا شفایش بدهد و خدا شفایش نداد.

برای خواندن متن کامل حکایت بر روی ادامه مطلب کلیک کنید



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
جمعه 16 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سر دبیر
نویسندگان
نظرسنجی
برجسته ترین فاکتور برای یک نماینده منتخب از سوی شما چیست؟(شما می توانید چند گزینه را همزمان انتخاب نمایید)










جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
گالری تصاویر