تبلیغات
حاج عباس شریبی - نقشه راه در گرگ و میش روزگار
حاج عباس شریبی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

نقشه راه در گرگ و میش روزگار

نقشه راه كدام است و در كدام موقعیت قرار گرفته ایم؟ كسانی از راه می پرسند كه مقصدی را مراد كرده باشند. می دانند كه انتخاب مقصد به میل و اراده آنهاست اما «راه» نه. مقصد، اختیاربردار است اما از این انتخاب كه گذشتی، راه رسیدن به آن مقصد، اراده بردار نیست. هر مقصدی، راه های الزامی خود را دارد، فارغ از «میل» رهرو. و رهرو چون آن مقصد را اختیار كرده، رنج راه را به جان می خرد و با اشتیاق می پیماید حتی اگر راحت و آسانی «بیراهه» او را وسوسه كند. رهرو با تدبیری كه عازم و جازم است، نه از سرزنش می هراسد و نه از سختی مسیر اما همواره مراقب نقشه است تا راه را گم نكند همچنان كه احتیاط می كند تا آنجا كه می تواند در گرگ و میش هوا نیفتد و اگر هم به تاریكی افتاد، لوازم عبور از آن را با خود داشته باشد.

ورود در چنین راه اندیشیده ای، فراز و نشیب، و تندی و كندی سرعت دارد اما یأس و تردید و بازگشت و نیمه كاره رها كردن سفر را ندارد. دشواری دارد اما بن بست ندارد. این، حكایت مردمان مومن و پارسایی است كه می دانند «هركس تقوای الهی پیشه كند، خداوند برای او راه خروج از مضیقه را قرار می دهد و بهره مند می كند از جایی كه گمان نمی برد. و هركس به خداوند توكل كند، پس پروردگار برای او كفایت می كند. خداوند اراده خویش را به انجام می رساند و برای هر چیزی قدر و اندازه ای قرار داده است».(آیات 2 و 3 سوره طلاق). حرف آخر- همین اول بحث- این كه جامعه مؤمن و دارای نقشه راه، هرگز بن بست نمی شناسد حتی اگر زمان هایی فضا گرگ و میش شود. اهل بصیرت حتی در گرگ و میش فضا و غبارآلودگی آن نیز، دشمن و دوست را به اشتباه نمی گیرند و از رصد مقصد غافل نمی شوند. و البته كه دیدن در مه گرفتگی و غبارآلودگی فضا، ظرفیت و توانایی و ابزار خود را می طلبد.

امیر مومنان(ع) در بحبوحه همان شرایط پرالتهاب روزگار خویش، خطبه ای ایراد فرموده اند كه اگرچه در تعداد كلمات كوتاه اما در تبیین و كارگشایی بسیار بلندبالاست. امام در خطبه 176 نهج البلاغه، مختصات راهی را كه باید رفت، به دقت برمی شمارد و روشن می كند كه مقصد رضوان خدا نه با «تمنیات» و نه با «منیت » و تفرقه دست یافتنی نیست. با كلامی از رسول خدا(ص) آغاز می كند؛ «انّ الجنّه حفّت بالمكاره و انّ النّار حفّت بالشّهوات. همانا بهشت با ناگوارها و جهنم با خواسته ها و شهوت ها پیچیده شده است». حضرت پس از آن چند نكته راهبردی را بیان فرمود: 1- «و بدانید هیچ طاعت خدا نیست مگر كه با اكراه انجام می شود و هیچ نافرمانی خدا وجود ندارد الا این كه با شهوت و میل است. پس رحمت خدا از آن كسی است كه از میل و خواسته خویش كنده شد و هوای نفس را سركوب كرده است». 2- «و بدانید بندگان مومن خدا شب را صبح نمی كند و صبح را به شب نمی رساند مگر این كه نفس وی پیوسته نزد او مورد ظن و اتهام فراوان است. پس همواره از خود عیب جویی می كند و بر خرده گیری از نفس می افزاید». 3- «و بدانید قرآن خیرخواهی است كه خیانت نمی كند و راهنمایی كه گمراه نمی سازد... پس شفای دردهای خود را از قرآن بخواهید و در مشقت ها از آن یاری بجویید چرا كه در قرآن، شفای بزرگ ترین دردها- كفر و نفاق و انحراف و گمراهی- است. پس با قرآن از خدا بخواهید و با محبت قرآن رو به سوی خدا كنید... روز قیامت منادی بانگ برمی آورد؛ آگاه باشید هركس مبتلا و گرفتار كاشته خویش است غیر از عمل كنندگان به قرآن... پس از قرآن نصیحت بجویید و آرا و افكار خود را مطابق قرآن در معرض اتهام قرار دهید و سوداهای بی اساس خود را در مقابل آن، آلوده بشمارید». 4- «العمل العمل ثم النهایه النهایه والاستقامه الاستقامه ثم الصّبر الصّبر و الورع الورع...». (با جدیت عمل كنید و گرفتار ادعا نمانید. پس به انجام و سرانجام برسانید و اقدامات خوب را نیمه كاره رها نكنید. مداومت و استقامت داشته باشید. رفتار خود را به زیور صبر و بردباری بیارایید. صبر بعد از استقامت! هم در راه استوار باشید و هم صعوبت آن را به جان بخرید و هیچ بهانه یا معارضی شما را از راه به بیراهه نجنباند و نكشاند ولو دعوای حق! و تازه به موضع صبر پس از پركاری و استقامت كه رسیدید، مراقب حرمت ها و محارم الهی باشید. این مسابقه، مسابقه استقامت برای زورآزمایی نیست. مسابقه استقامت بر اطاعت است و بس). «ان لكم نهایه فانتهوا الی نهایتكم و ان لكم علما فاهتدوا بعلمكم». سرانجامی برای شماست پس به سوی آن رهسپار شوید و پرچمی برای شماست پس با آن پرچم راه را بپویید. 5- «خداوند می فرماید ان الذین قالوا ربناالله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملائكه... و شما گفتید ربنا الله پس استقامت كنید بر كتاب و مسیر فرمان او و بر همان راه شایسته اطاعت از خدا، و از آن منحرف نشوید و در آن بدعت نیاورید و از آن سرپیچی نكنید زیرا اهل انحراف، در روز قیامت بریده از لطف و عنایت پروردگار هستند. سپس بپرهیزید از بی ثباتی و دگرگونی اخلاق و زبان خود را یكی كنید...». 6- «بپرهیزید از تلون و دم دمی مزاجی در دین خدا، كه وحدت و هماهنگی درباره حقی كه ناگوار می شمارید بهتر از پراكندگی در باطلی است كه آن را دوست می دارید. و خداوند سبحان به خاطر تفرقه و جدایی، هیچ خیری را نه به گذشتگان و نه به آیندگان نداده است.»
نقشه راه ما در رهروی و اقدام پیگیر، صبورانه، خالصانه و همدلانه است نه سستی و خودرأیی و تشتت و تعارض و تقابل. چه بسا میل و رضایت و جاذبه شخصی كه نباید پاگیر آن شد و به خاطر مقصد، باید گذاشت و گذشت. كه اگر چنین شد، گردنه های سخت و پرتگاه های هول انگیز را با امید و اطمینان تمام می توان پشت سر گذاشت. بن بست های بزرگ این گونه با نیت خالص و عمل صالح متلاشی می شود و غبارها بر این سیاق فرو می نشیند. اگر از غبار آلودگی فضا، از تاختن یأس و ناامیدی و تردید و تزلزل، و از گستاخی بدخواهان نگرانیم، چاره را صرفا باید در «نقشه خوانی» و پایبندی به صراط مستقیم الهی بجوییم كه فرمود «الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. به تحقیق و بی هیچ تردیدی، مجاهدان را به راه های خویش هدایت می كنیم.» اگر یأس از جنود ابلیس است، غرور و غفلت و لجاجت و تفرقه و تنازع و سستی و نیمه كاره رها كردن امور نیز از اجزای همان لشكر است. و هیچ خردمندی، عوامل دشمن را به جبهه خودی راه نمی دهد. خطا و غفلت و رفتن در بیراهه ممكن است اما آنچه پذیرفتنی نیست اصرار بر انحراف از مسیر است. دشمنان پنهان و وسوسه گر در كمین آنانند بی دلیل نبود بهترین بندگان خدا- صلوات الله علیهم اجمعین- علی الدوام ذكر توبه و استغفار در رگ و پی وجود مباركشان جاری بود. یعنی علی الدوام چشم به نقشه راه داشتند و با فروتنی و اخلاص و تذلل و تضرع، از پروردگار برای مداومت در مسیر استمداد می جستند. می دانستند كه هم دشمنانی از مجرمان آشكار دارند (و كذلك جعلنا لكل نبی عدواً من الشیاطین الانس و الجن. انعام-آیه211). می دانستند كه وسوسه شیاطین در زینت دادن انحراف، كم از جور و جفای مجرمان و ستمگران نیست. اولیای دین به عنوان طبیبان جان و روح انسان، دردهای هلاكت بار را می شناختند كه نسخه «توبه» را برای جویندگان درمان پیچیدند یعنی كه لازم نیست هركس به بیراهه لغزید، حتما تا آخر آن- تا سقوط و هلاكت از سر لجاجت و غرور- برود. نقشه راه ایمان، چنان سرشار از امید و بشارت و بن بست گشایی است كه رهرو خود را از هر نوع سردرگمی و یأس بازمی دارد. امام محمدباقر علیه السلام فرمود «همانا فرح و شادمانی خداوند به خاطر توبه بنده اش بیشتر از شادمانی كسی است كه در شبی ظلمانی مركب و توشه خودرا گم كرده باشد و آن را پیدا كند.» توبه و انابه، اسباب عزت و سربلندی است و نه مایه سرشكستگی و شرمساری. باید به مسیر حضرت حق برگشت تا او نیز با تمامیت لطف و مرحمت رو به سوی ما كند. كافی است موقعیت یاب روح و جان خویش را با تنظیم «جاذبه ها و دافعه ها، امیال و ناگواری ها، و رنج ها و رضایت ها» روشن نگاه داریم و بیرون افتادن و زاویه گرفتن های احتمالی از مسیر را

بی رودربایستی جبران كنیم..





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 28 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سر دبیر
نویسندگان
نظرسنجی
برجسته ترین فاکتور برای یک نماینده منتخب از سوی شما چیست؟(شما می توانید چند گزینه را همزمان انتخاب نمایید)










جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
گالری تصاویر