تبلیغات
حاج عباس شریبی - خجالت نکشید، یک نگاه حلال است
حاج عباس شریبی
صفحه نخست         تماس با مدیر         پست الکترونیک        RSS         ATOM

 آنان که خونین شهر را زنده کردند

به دست کسانی که خرمشهر را کشتند نگاه کنید. به ناخنهایی که چشم نخلها را در آوردند نگاه کنید.

به نقشههایی که اروندرود را به طرف عراق کشیده است نگاه کنید. لعنت به اسپریهای ساخت عراق که روی دیوارهای خرمشهر نوشت: آمدهایم که بمانیم. نگاه کنید به برق سرنیزههایی که درختان «کنار» و «اکالیپتوس» را در آستانهمسجد جامع سر بریدند.

حیف از انعکاس آبهای اروند که در آن نوزده ماه به صورت خواب زدهسربازان عراقی تابیده بود.
لعنت به آن افسر عراقی که در اطلاعیهنظامی نوشته بود: خرمشهر مثل بالشتی است که بصره بر آن خوابیده است، از آن دفاع کنید!

این خبر هم خوب است؛ شهرداری بصره خط اتوبوسرانی بصره - خرمشهر و بالعکس را دایر میکند. حالا... حالا به صف سربازان عراقی که در کنار قصر شیخ خزعل منتظرند تا مسافران اردوگاه‌های ایران شوند، نگاه کنید. به زانوان لرزان سرهنگ «احمد زیدا» که میدان مین را آلوده کرد، نگاه کنید.

به سرهنگ بیچاره «جواد اسعد شیتنه» و سرهنگ «صلاح القاضی» که به خاطر بیلیاقتی در دفاع از خرمشهر، سینهشان در مگسک جوخه اعدام قرار گرفت، نگاه کنید. حالا نگاه کنید به دستِ عقیقنشانِ کسانی که خرمشهر را زنده کردند. نگاه کنید.
خجالت نکشید، یک نگاه حلال است:

  فتح خرمشهر فتح خاک نیست، فتح ارزشهاى اسلامى است. خرمشهر شهر لاله هاى خونین است. خرمشهر را خدا آزاد کرد. “
از بیانات رهبر کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینى (قدس سره)

مسجد جامع خرمشهر، قلب شهر بود که مى‌تپید و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود. مسجد جامع خرمشهر، مادرى بود که فرزندان خویش را زیر بال و پر گرفته بود و در بى‌پناهى پناه داده بود و تا بود مظهر ماندن و استقامت بود و آنگاه نیز که خرمشهر به اشغال متجاوزان در‌آمد و مدافعان ناگزیر شدند که به آن سوى شط خرمشهر کوچ کنند باز هم مسجد جامع، مظهر همه آن آرزوهایى بود که جز در پازپس‌گیرى شهر برآورده نمى‌شد. مسجد جامع، همه خرمشهر بود.

خرمشهر از همان آغاز، خونین‌شهر شده بود. خرمشهر خونین ‌شهر شده بود تا حقیقت از افق غربت و مظلومیت رزم‌آوران و بسیجیان غرقه در خون ظاهر شود. آنان در غربت جنگیدند و با مظلومیت به شهادت رسیدند و پیکرهاشان زیر تانکهاى شیطان تکه تکه شد و به آب و باد و خاک و آتش پیوست. اماا راز خون آشکار شد. راز خون را جز شهدا درنمى‌یابند. گردش خون در رگهاى زندگى شیرین است اما ریختن آن در پاى محبوب، شیرین‌تر است؛ و نگو شیرین‌تر، بگو بسیار بسیار شیرین‌تر است.

راز خون در آنجاست که همه حیات به خون وابسته است. اگر خون یعنى همه حیاتا و از ترک این وابستگى دشوارتر هیچ نیست پس، بیشترین از آن کسى است که دست به دشوارترین عمل بزند. راز خون در آنجاست که محبوب خود را به کسى مى‌بخشد که این راز را دریابد. آن کس که لذت این سوختن را چشید در این ماندن و بودن جز ملالت و افسردگى هیچ نمى‌یابد.

آنان را که از مرگ مى‌ترسند از کربلا مى‌رانند. مردان مرد، جنگاوران عرصه جهادند که راه حقیقت وجود انسان را از میان هاویه آتش جسته‌اند. آنان ترس را مغلوب کرده‌اند تا فتوت آشکار شود و راه فنا را به آنان بیاموزد.

آنان را که از مرگ مى‌ترسند از کربلا مى‌رانند. وقتى که کار آن همه دشوار شد که ماندن در خرمشهر معناى شهادت گرفت، هنگام آن بود که شبى عاشورایى برپا شود و کربلائیان پاى در آزمونى دشوار بگذارندا

کربلا مستقر عشاق است و شهید سید محمد على جهان‌آرا چنین کرد تا جز شایستگان کسى در آن استقرار نیابد. شایستگان، آنانند که قلبشان را عشق تا آنجا آکنده است که ترس از مرگ، جایى براى ماندن ندارد. شایستگان جاودانند؛ حکمرانان جزایر سرسبز اقیانوس بى‌انتهاى نور که پرتوى از آن همه کهکشانهاى آسمان دوم را روشنى بخشیده است.
به یاد سوم خرداد سالروز حماسه همیشه تاریخ ایران ...آزادى خرمشهر





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 15 دی 1390 :: نویسنده : سر دبیر


درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : سر دبیر
نویسندگان
نظرسنجی
برجسته ترین فاکتور برای یک نماینده منتخب از سوی شما چیست؟(شما می توانید چند گزینه را همزمان انتخاب نمایید)










جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
گالری تصاویر